طول مطالعه: 5 دقیقه

در واقع میتوان گفت که دولتها از طرق مختلف تلاش میکنند که در جامعه بینالمللی دارای جایگاه و منزلت بالایی بوده و به آنها بهعنوان کشورهای قابل احترام نگریسته شود. در مجموع پرستیژ بینالمللی بهمعنای احترام و منزلتی است که یک دولت در جامعه بینالمللی و بین بازیگران دیگر از آن برخوردار است. چنین حکومتهایی تلاش میکنند که از ورزش برای کنترل و جهتدهی به افکار عمومی سود جسته و از آن برای تحکیم موقعیت خود استفاده کنند.

مسکن ملی ثبت نام
ملتی که از هر صحنهای برای حفظ و نمایش هویت متمایز و مستقل خود استفاده میکند. متاسفانه در بسیاری از جوامع چند قومی بهویژه در جهان سوم، برخی گروههای قومی جداییطلب از ورزش و آوردگاههای ورزشی مانند مسابقات فوتبال در جهت تعقیب خواستهای جداییطلبانه استفاده کرده و ناسیونالیسم قومیشان را در مقابل ناسیونالیسم ملی تحریک میکنند. بدون تردید توریسم ورزشی یکی از بخشهای پردرآمد برای کشورها بهشمار میآید و کشورهایی که میزبانی مسابقات بزرگی همچون جام جهانی فوتبال را برگزار میکنند به چنین فرصت بینظیری آگاه هستند.

در واقع آغاز این جنگ را میتوان در اغتشاشی دید که در مسابقه دو تیم فوتبال از کرواسی (دیناموزاگرب) و صربستان (ستاره سرخ بلگراد) انجام گرفت، مسابقه فوتبالی که نشان داد صربها چه تبعیضی بر علیه دیگر اقوام یوگسلاوی روا میدارند.(روزنامه ابرار ورزشی، 23/7/1387) در ایرلند شمالی نیز فوتبال همواره حاکی از خشونت و تنش ها بین تیمهایی از جوامع کاتولیک-ایرلندی و پروتستان- طرفدار اتحاد میباشد.(, 1999) شبیه چنین وضعیتی را میتوان در اسکاتلند نیز مشاهده کرد که اختلافات مذهبی در صحنه فوتبال بهنمایش کشیده میشود.(کوپر، 1389) ورزش هم میتواند خشونتزا باشد و هم کاهش دهنده خشونت، و این نوع راهبردها، سیاستها و برنامههای دولتها و متولیان ورزش است که میتواند اثرگذاری آنرا مثبت سازد و یا بالعکس آنرا حتی مخرب سازد.

از دیرباز المپیک صحنهای بوده است که ملتهای مختلف در صحنههای ورزشی با هم به رقابت پرداخته و ایده آتش بس المپیک نیز از همان زمانهای دور مطرح و امروزه بسیاری معتقدند که المپیک میتواند بهترین تمهید برای استقرار و حفظ صلح باشد، گرچه خود المپیک نیز گاهی به خون و خونریزی کشیده شده است و با وارد شدن برخی ملاحظات سیاسی تنگنظرانه، بر روح دوستی و صلحطلبی آن آسیب وارد شده است. چنین کارکردی میتواند بیش از پیش مد نظر کسانی باشد که به موضوع صلح جهانی علاقهمند هستند. ​​.

پیروزیهای تیم ملی کلمبیا در جام جهانی 2014 نمود بارز تاثیر ورزش بر تقویت وحدت ملی بود، جایی که همه مردم این کشور(که همواره درگیر نزاعهای خونین داخلی بوده است) بهخاطر این موفقیتهای بزرگ در کنار یکدیگر حس یکی بودن کردند. ویلکرسون و دودر معتقدند که ورزش اجرا کننده یکی از هفت وظیفه اثبات هویت و ایجادکننده روح جمعی است و مردم را بهشیوهای متحد برای دستیابی به اهداف مشترک متشکل میکند.(خلجی و دیگران، ۱۳۸۶: ۶۲) خود ورزش نیروی ناسیونالیسم را تقویت میکند و بدینگونه در تداوم نظام دولتمحور مؤثر واقع میشود.

آیفون 14 قیمت البته این فقط کشورهای سابق کمونیستی نبودند که روی ورزش بهعنوان ابزاری برای کسب اعتبار سرمایهگذاری میکردند. دیپلماسی ورزشی فینفسه نمیتواند به بهبود روابط منجر شود و در هر حال هر گونه تصمیمی در زمینهی شکل و ماهیت روابط و اینکه آیا کماکان خصمانه باقی بماند یا سطح دشمنی کاهش یابد و یا اصلاً دوباره روابط از سر گرفته شود و کاملاً به روابط دوستانه تبدیل شود، فقط به اراده رهبران سیاسی وابسته است.

روابط بینالملل کنونی بهعنوان یک رشته مطالعاتی و دانشگاهی با مباحث و موضوعات مختلف و متنوع سر و کار داشته و شاید کمتر زمینهای وجود دارد که مورد توجه محققین و صاحبنظران روابط بینالملل قرار نداشته باشد و این خود مجوزی است برای مطالعه درباره چنین موضوعی. امروزه روابط بینالملل دستورکارهای متنوع و بیشماری را تحت پوشش خود قرار میدهد و بهعنوان یک دانش بین رشتهای قابلیتهای فراوانی نیز در پرداختن به موضوعات و مباحث متنوع و مختلف را دارد.

اهمیت دیپلماسی ورزشی در روابط ایران و ایالات متحده با دعوت از تیم کشتی آمریکا برای شرکت در جام تختی در فوریه 1998 آغاز شد. دعوت از تیم ملی تنیس روی میز ایالات متحده به پکن که همراه آنها تعدادی دیپلمات هم حضور داشتند، گفتوگوهای دو طرف را که هنوز مخفیانه مانده بود جدیتر ساخت و نهایتاً با سفر پنهانی هنری کیسینجر مشاور امنیت ملی نیکسون به پکن در ژوئن 1971 تقریباً همه چیز برای آغاز روابط سیاسی جدید فراهم شد.

دلار امروز چنده

فینال قهرمانی شطرنج جهان در سال ۱۹۷۲(در اوج جنگ سرد) بین رابرت جیمز فیشر معروف به بابی فیشر امریکایی و بوریس اسپایسکی اهل شوروی سابق بدل به جنگی تمام عیار برای دو ابرقدرت شد، تا جاییکه امریکاییها پیروزی فیشر را که به حکومت ۴۵ ساله روسها بر شطرنج جهان (از سال ۱۹۲۷) پایان داد، پیروزی سیاسی و مقتدرانه خودشان بر حکومت کمونیستی شوروی سابق و ایدئولوژیهای حکومتی آنها تلقی کردند و در این زمینه به تبلیغات گسترده پرداختند. در اینجاست که ورزش تاثیر عمیق خود را در هویتسازی و ملتسازی نشان میدهد، تیمهای ورزشیشان یا قهرمانانشان که پیروز میشوند انگار همه آنها پیروز شدهاند و شکست هم برای همه آنهاست، همه آنها که یک جسم و روح واحد هستند و «دیگرانی» که در مقابل تیمهای ملیشان و قهرمانانشان میایستند و ملتی «دیگر» هستند، متمایز از «ما»، ملت ما.

تورم جهانی چیست برای برخی از ملتها که سالیان متمادی تحت سلطه استعماری بودهاند، ورزش میتواند صحنهای برای انتقامگیری و یا حداقل اعاده حیثیت و غرور و دنبال کردن سیاست متفاوت بودن و مستقل بودن باشد. ورزش میتواند عرصهای برای گسترش و تحکیم وابستگی متقابل بین ملتها باشد و در ترویج اندیشه بینالمللگرایی صلحطلب مؤثر باشد. بدینترتیب میتوان گفت که المپیک در کل در کنار دستاوردهای مختلف و بزرگ آن، همواره صحنه و آوردگاهی برای کسب پرستیژ، افتخار و اعتبار برای کشورهای مختلف بوده است.

پس در این صورت آیا طرح بحث ارتباط ورزش و روابط بینالملل از اساس نادرست نمیباشد؟ این تنها یکی از صحنههای مسابقات ورزشی است که سیاست سایه سنگین خود را بر آن آشکار میسازد. با نگاه ساده به نتایج 4 دورهی اخیر مسابقات المپیک تابستانی (2000 سیدنی استرالیا، 2004 آتن یونان، 2008 پکن چین و 2012 لندن انگلستان) مشخص است که کشورهای گروه 8(هشت کشور صنعتی) رتبههای بالایی را در ردهبندی مدالها دارند. در واقع دیپلماسی ورزشی نقش تسریع کننده داشته و خود عامل مستقیمی قلمداد نمیشود.

آخرین بروزرسانی در: