طول مطالعه: 5 دقیقه

به زعم هامیر اگر چه شرکتهای چندملیتی همچنان که در بالا اشاره شد در برخی از موارد از عدم مزیت برخوردارند ولی نسبت به شرکتهای داخلی از مزیتهایی چون علائم تجاری، حق اختراع، تکنولوژی برتر، دانش سازمانی و مهارتهای مدیریتی برخوردارند که را از سایر اشکال فعالیت همچون صادرات و اعطای لیسانس، سودآورتر میسازد. کشور میزبان سرمایه، تبعیضات ملیگرایانه و ریسکهای تبدیل نرخ ارز و همچنین هزینههای پایین صادرات کالا به کشورهای میزبان، به چه علت اقدام به سرمایهگذاری خارجی در این کشورها میکنند.

ابرتورم جهانی این تئوری بر نقش اندازه مطلق بازار کشور میزبان و نقش نرخ رشد آن تمرکز دارد. نشان داد که ساختار بازارها و ویژگیهای مشخص بنگاهها در توزیع سرمایهگذاری مستقیم خارجی نقش کلیدی ایفا میکند. مبنای آن تئوری شرکت کاوز (1937) بود که اقدام به آزمون نقش هزینههای معاملاتی در شکلگیری سازمان میکرد. زمانی که این امر اتفاق بیافتد، یک شرکت متولد میشود و به تبع آن منافع ناشی از اقدامات عمدتاً به جای بازار در درون بنگاه و سازمان به دست میآید.

دلار سبزه میدان براساس این تئوری، تصمیم یک شرکت چند ملیتی جهت سرمایهگذاری در خارج تنها متاثر از نرخهای بازگشت سود نیست؛ بلکه آنچه اهمیت بیشتر دارد، مسأله کاهش خطرات ناشی از سرمایهگذاری است. طبق این فرضیه، هر اندازه حجم و وسعت بازار بزرگ باشد، دسترسی کافی به منابع و کاهش هزینههای تولید از طریق توسل به صرفههای ناشی از مقیاس امکانپذیرتر میباشد. پس از آن شرکتهای سوئدی اقدام به ایجاد شرکتهای فرعی خود در کشورهایی همچون آلمان، هلند و انگلستان مینمایند. ولی از دهه 1960 به بعد به دلیل افزایش حجم ، ادبیات نظری فراوانی به وجود آمدند که درصدد تبیین علل و انگیزههای وقوع ، زمان وقوع آن و مکآنهایی که میتوانست وارد شود، برآمدند.  ​​&;!

واردات خودرو آزاد شد
در پایان این مرحله، حق مالکیت صنعتی، افزایش عرضه محصولات جایگزین و کسب مهارتهای تولید، ورود به صنعت را از نظر فنی تسهیل میکند، تقاضا کششپذیرتر از قبل میشود چرا که مصرف کننده از میان عرضههای مختلف، انتخاب مطلوب را به عمل آورده یا بهترین انتخاب را انجام میدهد. 1981) اشاره میدارد، دو مشکل عمده از این سالها به بعد روی داد که دیگر نمیتوانست در قالب بخشی از نظریه نئوکلاسیک سرمایه مطالعه گردد.

وی دو پاسخ برای این سؤال دارد. برای این منظور کشورهای مورد مطالعه براساس تقسیمبندی یانک جهانی به دو گروه با درآمد متوسط به بالا و درآمد متوسط به پایین تقسیم شده و اثر متغیرهای مذکور بر سرمایهگذاری خارجی در قالب مدل دادههای ترکیبی مورد بررسی قرار گرفته است. هدف این مقاله بررسی اثر تورم و بهبود فضای کسب و کار بر سرمایهگذاری خارجی است. برای کاهش هزینههای تولید در هر جا که امکان داشته باشد روشهای خط مونتاژ، فرایندهای پیوسته و فنون دیگر تولید انبوه به کار گرفته میشود و نسبت کار به سرمایه کاهش مییابد.

در این مرحله، به ندرت ساخت محصول به صورت خط تولید یا مدار پیوسته تولید دیده میشود، محتوای علمی و مهندسی محصولات جدید بالاست، ورود به بازار متکی بر دانش فنی است تا ملاحظات مالی. تا دهه 1960، هیچ تئوری مستقل و خوداتکای سرمایهگذاری مستقیم خارجی وجود نداشت و مفهوم در قالب بخشی از جریان سرمایه بینالمللی مطرح میشد و بسیاری از ویژگیها و ابعاد مهم آن مورد غفلت قرار میگرفت.

بنابراین، زمانی که عواملی مانع از جریان اطلاعات از و به سوی یک بازار میگردد موضوع فاصله روانی مطرح میشود و فاصله روانی از عناصر تعیین کننده شکل سرمایهگذاری تلقی میگردد. در مراحل بعد، این شرکتها اقدام به سرمایهگذاری مشترک در جوامعی که از عدم قطعیت فضای سرمایهگذاری برخوردارند، مینمایند. در واقع دانینگ برای تبیین در صدد تلفیق طیفی وسیع از تئوریهای رقیب بر میآید تا پاسخی به چرایی، میزان و مکان بیابد. در این مرحله ورود به صنعت از طریق ادغام و اکتساب صورت میگیرد تا از طریق ایجاد سازمانهای جدید.

زلنسکی و خامنه ای تلاش برای ارائه تبیین جدید پس از فرضیه نرخهای متفاوت عواید، توسط مارکویتز و توبین با عنوان تئوری تنوعسازی سرمایهگذاری صورت گرفت. به گونهای که با بهبود شرایط کسب و کار شرایط تولیدی بهبود میبخشد و سرمایهگذاران ترغیب به سرمایهگذاری در پروژههای صنعتی و تولیدی میشوند. در دهه 1970 شاخهای از ادبیات با عنوان تئوری درونیسازی ظهور یافت. این پدیده در سطوح بالا، علاوه بر آنکه نظام قیمتها را مختل میکند، باعث کاهش پساندازها، از بین رفتن انگیزههای سرمایهگذاری، فرار سرمایه از بخش دولتی به سمت فعالیتهای سفته بازی و دلالی شده و ریسک فعالیتهای اقتصادی را افزایش میدهد؛ اما برای فعالیتهای تجاری و خدماتی زود بازده به همراه افزایش ریسک، نرخ بازدهی را به شدت ارتقا میدهد.

قرعه E2 80 8cکشی ایران خودرو تورم ملایم و نه چندان زیاد پدیدهای طبیعی بوده و به نظر میرسد اختلالی در تصمیمگیری سرمایهگذاری خصوصی ایجاد نمیکند؛ نرخ سود و سهم صاحبان بنگاهها را به طور موقت افزایش داده و شرایط مساعدی برای پسانداز و به تبع آن سرمایهگذاری فراهم میکند. تورم از نظر تغییر توزیع درآمد به نفع صاحبان سود و از کانال ایجاد پسانداز، شرایط مساعدی برای سرمایهگذاری فراهم میکند. وی پاسخ به این سوالات را در قالب هزینههای معاملاتی از جمله هزینه تعیین قیمت بازار، هزینه مذاکرات، هزینههای امضاء و اجرای قرارداد میان طرفین معامله مورد بحث قرار داد.

دلار به تومان پاسخ دوم هایمر در قالب عملیات بینالمللیسازی تولید توسط شرکتها و بر مبنای نقص ساختاری بازار جای میگیرد. بر این اساس، تنوع سرمایهگذاری یک شرکت در بازارهای متعدد امکان خطرات آن را کاهش میدهد. به زعم وی و همکارانش در چرخه حیات هر محصول صنعتی نیاز به عوامل تولید تغییر خواهد کرد؛ حجم فروش، روشهای تولید، نهادههای تولید، قیمتها و سایر عوامل اقتصادی که یک محصول معین را در هر مرحله از تولید مشخص میسازد، در دوره رشد و بلوغ از اهمیت یکسان برخوردار نیستند.

دغدغه اصلی تئوری کاوز این بود که چرا شرکتها به وجود میایند و چرا همه معاملات یک اقتصاد در بازار روی نمیدهد؟ بنابراین به زعم ورنون و طرفداران فرضیه چرخه محصول زمانی اتفاق میافتد که بلوغ محصول و رقابت به مرحله اوج خود برسد. بهبود فضای کسب و کار به معنای بهبود و رونق تولید و در نتیجه محرک رشد اقتصادی است، به گونهای که اصلاح و بهبود فضای کسب و کار زمینه مشارکت بخش خصوصی در عرصه اقتصاد، ارتقاء سطح اشتغال و تولید را فراهم میسازد.

آخرین بروزرسانی در: